Syndicate content

Add new comment

علی الرغم چالشهای موجود، ایا تحکیم اینده مرفع در افغانستان ممکن است؟

Christina Wieser's picture
Also available in: English | پښتو
 Rumi Consultancy/ World Bank
براساس اخرین گزارش، فقط بیشتراز نصف اطفال واجد شرایط به مکتب ابتدایه میروند که البته اکثر انها را بچه ها تشکیل میدهد. عکس: شرکت مشورتی رومی/بانک جهانی


با توجه به سرازیر شدن میزان بی سابقه کمک های مالی بین المللی، میزان سطح سواد، شمولیت در مکاتب و دسترسی به خدمات اساسی در افغانستان در جریان سالهای ۲۰۰۷ - ۲۰۰۸ و سپس ۲۰۱۱ - ۲۰۱۲  به طور همه جانبه و گسترده متحول گردیده است. اما وجود پیشرفتها، یافته های آخرین گزارش بانک جهانی، "وضعیت فقر در افغانستان، پیشرفت در معرض تهدید"، حاکی از آنست که کاهش کمک ها و افزایش میزان نا امنی ها در سالهای ۲۰۱۱ - ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ – ۲۰۱۴ میلادی، سیر رشد و پیشرفت در افغانستان را به شدت بطی ساخته، طوریکه در بخش های معارف و همچنان میزان مرگ و میر مادران وضعیت خیلی ها ناگوار گزارش داده شده است.

در این جا سعی مینمایم، تا چگونگی پیشرفت ها در افغانستان را پیرامون چندین شاخص های عمده انکشافی در جریان چند سال اخیر مورد مطالعه قرار دهم.
 

بخش معارف:
باوجود پیشرفت های چشمگیر در جریان یک دهه گذشته، هنوز هم معیار های آموزشی افغانستان در پائینترین سطح در مقایسه با سایر کشور های جنوب آسیا قلمداد گردیده است. اوسط دسترسی به تسهیلات آموزشی در این کشور در مقایسه با سایر کشور های کمتر انکشاف یافته و دارای اوضاع شکننده به میزان قابل توجهی عقب مانده است. در سالهای ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴، فقط ۲۰،۳ درصد دختران  و زنان افغان بالای سن ۱۵ سال با سواد بودند، در حالیکه حد اوسط سالهای تحصیل یک فرد افغان بالای سن ۱۸ سال تنها ۲،۸درصد بود و فقط ۳۷ درصد شاگردان ابتدایه قادر به اشتراک در مکاتب ثانوی گردیدند.

این درحالیست که حتی حضور شاگردان در مکاتب ابتدائیه به میزان قابل ملاحظه بین سال های ۲۰۱۱ -۲۰۱۲ از ۵۵،۸ درصد به ۵۴،۴ درصد در سالهای ۲۰۱۳ – ۲۰۱۴ کاهش یافت. با آنکه میزان غیر حاضری برای هردو طبقه اعم پسران و دختران تنقیص یافت، با اینحال کاهش در اشتراک سالانه دختران در مکاتب ابتدائیه به اندازه ۲،۲ درصد ثبت گردید، در حالیکه میزان غیر حاضری سالانه شاگردان ذکور در مکاتب فقط ۰،۶ درصد گزارش داده شده است ( به شکل ذیل مراجعه نمائید). باتوجه به میزان بسیار پائین ارقام حاضری شاگردان در مکاتب، آموزش در مناطق روستایی افغانستان برای دختران و پسران سیر معکوس را می پیماید و این بالنوبه باعث از دست دادن سالهای با ارزش آموزشی نزد شاگردان گردیده و افغانستان با پیامد های ناگوار آن برای چندین سال متوالی مواجه خواهد بود. 
 

 Authors’ calculation based on NRVA 2007-08, NRVA 2011-12, and ALCS 2013-14
روند حضور شاگردان در مکاتب ابتدایی، بر اساس جنسیت و محل سکونت. منبع: محاسبه نویسندگان مبتنی بر یافته های (ارزیابی ملی خطرات وآسیب پذیری) بین سالهای ۲۰۰۷ -۲۰۰۸ و ۲۰۱۱ – ۲۰۱۲ و (سروی وضیعت زندگی در افغانستان) میان سالهای ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴

بخش صحت:
صحت مادران حین ولادت در روستا های افغانستان به دلیل بطی بودن سیر پیشرفت در شماری از مناطق دور دست این کشور، همچنان در معرض تهدید قرار دارد. باوجود آنکه طی چندین سال متوالی دسترسی به خدمات ابتدایی صحی تغیرات چشمگیری را در کاهش رقم میزان مرگ و میر مادران و بهبود صحت مادران حین ولادت بوجود آورده است و فیصدی زنان که قبل از زایمان از مشوره های صحی بهره مند گردیده اند و همچنان به کمک نرس ها و قابله ها ولادت نموده اند در جریان  سالهای ۲۰۰۷ - ۲۰۰۸ و سالهای ۲۰۱۳ – ۲۰۱۴ دوچند گردیده است.

 اما با اینحال حیات زنان که در مناطق روستایی افغانستان زندگی میکنند هنوزهم درمعرض تهدید های جدی بنابر کمبود دسترسی به مراقبت های صحی قرار دارند. چنانچه که دسترسی به تسهیلات صحی حین ولادت برای زنان که  درشهر ها زندگی میکنند نسبت به زنان که در روستا ها زندگی میکنند دو برابرفراهم میگردد. خلاء در ارائه خدمات معیاری صحی میان شهر ها و روستا بیشتر گردیده، طوریکه در میان سالهای ۲۰۱۱ – ۲۰۱۲ ، تفاوت میزان دسترسی به خدمات و تسهیلات صحی ولادی در شهر ها و روستا ها ۴۳،۵ درصد بود، در حالیکه این رقم در سالهای ۲۰۱۳ – ۲۰۱۴ به ۴۵،۸ درصد افزایش یافت.

در نتیجه گسترش خدمات ابتدایی صحی، اکنون میزان دسترسی به خدمات صحت مادر افزایش یافته است. با آنکه دسترسی به این خدمات بهبود یافته، نیاز است تا عرضه این خدمات، بخصوص در روستاها، در اولویت قرار گیرد. عکس: شرکت مشورتی رومی/بانک جهانی
دسترسی به خدمات اساسی:

باوجود افزایش چالش های امنیتی و همزمان کاهش کمک های بین المللی، دسترسی به آب آشامیدنی و انرژی برق به طور دوامدار در سراسر افغانستان در جریان چندین سال گذشته بهبود یافته و این در ذات خود به مثابهء یک دست آورد بزرگ محسوب میشود. میزان افغانهای که دسترسی به آب آشامیدنی صحی دارند از ۲۶،۶ درصد بین سالهای ۲۰۰۷ – ۲۰۰۸ به ۶۴،۸ درصد در جریان سالهای ۲۰۱۳- ۲۰۱۴ افزایش یافته است. به همین ترتیب، دسترسی به انرژی برق از ۴۱،۶ درصد کل نفوس کشور در میان سالهای ۲۰۰۷ – ۲۰۰۸ به تقریباَ ۹۰ درصد در جریان سالهای ۲۰۱۳ – ۲۰۱۴ نیزافزایش یافته اند. با اینحال، فاصله میان شهر نشینان و روستا نشینان در این کشور در عرصه دسترسی به زیربنا ها کاملا کوتاه نگردیده است. در مناطق شهری از جمله ده خانواده، هشت خانواده به سیستم های تخلیه فاضلاب معیاری در سال های ۲۰۱۳ و- ۲۰۱۴، دسترسی داشتند، در حالیکه در مناطق روستایی از جمله ده خانواده، فقط سه خانواده به این تسهیلات مهم صحی دسترسی داشتند.

به این ترتیب، در جریان سالهای ۲۰۱۳ – ۲۰۱۴ از جمله ده خانواده شهری، نُه خانواده به آب آشامیدنی صحی دسترسی داشتند، در حالیکه این وضعیت برای روستا نشینان متفاوت بود، طوریکه از جمله خانواده های روستا نشین، فقط شش خانواده به آب آشامیدنی صحی دسترسی داشتند. با این همه، در خصوص دسترسی انرژی برق، افغانهای که در مناطق روستایی زندگی میکنند، تقریبا با شرایط مشابه افغانهای شهرنشین مواجه اند. این درحالیست که در مقایسه با فیصدی ۹۰ درصدی افغانهای که در میان سالهای ۲۰۰۸ – ۲۰۰۷ به انرژی برق در مناطق شهری دسترسی داشتند، این رقم در میان سالهای ۲۰۱۳ – ۲۰۱۴ به ۹۹ درصد افزایش یافت. از طرف دیگر، دسترسی به انرژی برق در مناطق روستایی افغانستان در میان سالهای ۲۰۰۷ – ۲۰۰۸ و ۲۰۱۳- ۲۰۱۴ تقریبا سه برابر افزایش یافت، طوریکه از ۳۰،۵درصد به ۸۶،۶ درصد افزایش کسب کرد، که قسمت زیاد این افزایش دسترسی در نتیجه تأمین و استفاده از انرژی سولر یا آفتابی در مناطق روستایی از سال های ۲۰۰۷- ۲۰۰۸ بدینسو بوده است.

باوجود وخامت اوضاع امنیتی در افغانستان، گزارش ما یک سلسله پیشنهادات عمده پالیسی را برجسته میسازد که هنوز هم با وضعیت امروزی در این کشور وفق دارد. رفع موانع سد راه آموزش دختران، بهبود شرایط زندگی در مناطق روستایی افغانستان یک امر حیاتی محسوب میشود، تا بر مبنای آن دامنه گسترده فقر در این مناطق برچیده شود و شرایط مساعد برای رشد اقتصادی فراهم گردد. همزمان با این، نیاز است، تا دسترسی به زمینه های آموزشی و تحصیلی ، خدمات صحی و نیازمندی های اولیه زندگی باید به مثابهء عمده ترین اولویت ها پنداشته شوند، تا به این ترتیب بهبود همه جانبه در وضعیت عمومی باشندگان مناطق محروم و متضرر از بابت عنعنه های اجتماعی وفرهنگ سنتی، بویژه دختران و مردم بی بضاعت رونما گردد. جنگ و نا امنی باعث محدودیت در فراهم آوری خدمات اجتماعی از سوی دولت در مناطق نا امن میگردد. روی این ملحوظ نیاز مبرم احساس میشود، تا شیوه های ارائه خدمات با وضعیت امنیتی رو به وخامت سازگار باشند، تا به این ترتیب اطمینان حاصل شود که خدمات به تمام افغانها، بدون در نظر داشت اینکه در کجا زندگی میکنند، ارائه گردد.