در حال حاضر شرایط تعلیمی برای یک متعلم دختر در افغانستان چگونه است

|

This page in:

Nathalie Lahire attends a class along with students in Abul-Qasim Ferdowsi Girls High School in Kabul
ناتلی لیر در جمعِ از متعلمین دختر حین بازدید از لیسه عالی نسوان ابوالقاسم فردوسی در شهر کابل.
عکس: ناتلی لیر/ بانک جهانی

اموزش دختران در مکاتب افغانستان همزمان با فرصت ها و چالش های متعدد  همراه بوده که این امر رابطه مستقیم به محل سکونت آنان و یا دیدگاه باشندگان محلاتِ شان نسبت به آموزش دختران دارد.
 
همچنان چگونگی وضعیت زیرینا ها، تسهیلات آموزشی در دهات و یا  شهر ها، تعهد معلمین، و بلاخره موجودیت و دامنۀ فساد در جامعه را میتوان از دلایل دیگر بر شمرد که بالای میزان حضور و یادگیری متعلمین دختر تاثیر داشته باشند.

در کل گفته میتوانیم که تداوم چندین سال جنگ و بی ثباتی سیاسی در افغانستان آسیب های زیادی را به بدنۀ نظام آموزشی و تحصیلی این کشور وارد ساخته است .

سکتور معارف همواره در خط مقدم تنش های سیاسی و درگیری های نظامی میان گروه های درگیر جنگ در افغانستان قرار داشته است.

در نتیجه، اوضاع سیاسی و اقتصادی نامطلوب مانع تطبیق اصلاحات در پالیسی ها و انفاذ قوانین گردیده و کیفیت خدمات آموزشی را مختل میسازد.

در عین زمان این وضعیت منتج به ناتوانی در حکومتداری گردیده است.

با اینحال، میزان ثبت نام در مکاتب افغانستان چشمگیر و درخور توجه است .

آیا میزان ثبت نام در مکاتب افغانستان رو به کاهش است؟
 
 نخیر، زیرا تحلیل و یافته های یک گزارش اخیر بانک جهانی تحت عنوان ارتقای معارف در شرایط دشوار و شکننده افغانستان این چنین نمیگوید.
 
از سال ۲۰۰۵ میلادی بدینسو، تعداد ثبت نام شاگردان در مکاتب کشور ۹ مرتبه افزایش یافته ، طوریکه بیشترین افزایش در میزان ثبت نام شاگردان مکاتب ابتداییه به ملاحظه میرسد (حدود ۱۰ درصد افزایش در هر سال را نشان میدهد).
 
میزان ثبت نام در سطوح پائین تر و بالاتر مکاتب متوسطه نیز افزایش یافته است. براساس ارقام موجود، بین سال های ۲۰۱۱ الی ۲۰۱۵ بیشتر از  ۱،۳ میلیون شاگرد در مکاتب متوسطه ثبت نام نمودند .
 
همزمان با این، میزان ثبت نام درانستیتوت های تعلیمات تخینکی و مسلکی و مکاتب تعلیمات اسلامی نیز افزایش یافته است. طوری که میزان ثبت نام در مکاتب اسلامی از سال  ۲۰۱۱ الی ۲۰۱۵ دو برابر افزایش را نشان داده و همچنان از سال ۲۰۰۲ به اینسو در میزان ثبت نام دختران و پسران در انستیتوت های تعلیمات تخنیکی و مسلکی افزایش قابل ملاحظۀ به میان آمده است .
 
با آنکه ارقام ثبت نام شاگردان در مکاتب افزایش چشمگیری را نشان میدهد، اما مهم اینست که میان حضور شاگردان در صنوف درسی و میزان ثبت نام آنها در مکتب به طور همه جانبه تفکیک صورت گیرد.
 
باوجود آنکه میزان ثبت نام متعلمین ۹۵ درصد تخمین گردیده است، اما حد اوسط حضور شاگردان در مکاتب ابتدائیه فقط ۵۷ درصد و در مکاتب متوسطه ۳۵ درصد گزارش شده است .

 Rumi Consultancy/ World Bank
دختران در یکی از صفنوف درسی، لیسه نسوان صوفیه عمه جان، ولایت کندهار. عکس: شرکت مشورتی رومی/ بانک جهانی

چه کسی به مکتب میرود و چه کسی نمیرود؟
 
فکتور ها و عوامل که به اساس آن میتوان میزان دسترسی به فرصت های آموزشی و تحصیلی را معین کرد، عبارت اند از: سواد و سطح تحصیلی والدین، حالت اقتصادی خانواده، جنسیت کودک  و محل سکونت آنها می باشد.
 
تقریباً نصف اطفال و نوجوانانِ که خانواده های آنها از کمترین میزان درآمد برخوردار اند در مقایسه به اطفال که میزان درآمد بیشتر دارند، قادر به مکتب رفتن هستند .
 
میزان ثبت نام اطفالِ که والدین آنها با سواد و تحصیل یافته اند سه مرتبه بیشتر از میزان ثبت نام اطفال اند که والدین آنها بی سواد پنداشته میشوند.
 
تفاوت در میزان دسترسی شاگردان دختر و پسر به زمینه های آموزشی در مکاتب ابتداییه آغاز میشود و با ارتقای آنها به مکاتب متوسطه گسترده تر میگردد. حتی در کابل، تفاوت قابل ملاحظۀ بین میزان ثبت نام دختران در مقایسه به پسران در مکاتب به مشاهده میرسد.
 
همانگونه که قبلاَ تذکر به عمل آمد، جنگ و نا امنی های سیاسی و فقر روز افزون از عمده ترین عوامل کاهش دسترسی دختران به زمینه های آموزشی پنداشته میشود. بسیاری از والدین و خانواده ها بدین باور هستند که دختران شان باید در امور و کار های خانه با آنها سهیم شوند نه اینکه به مکتب بروند. به اساس آمار خانوار، اکثر کودکان بین سنین ۷ تا ۱۷ ساله ناگزیر اند تا کار کنند. همچون موارد بیشتر در میان خانواده های کوچی دیده میشود که ۸۵ درصد جوانان شان مجبور اند کار کنند .
 
آیا راه حلِ برای این مشکلات وجود دارد؟
 
میزان نفوس جوانان در مقایسه با میزان  نفوس بزرگ سالانِ که کار میکنند، به گونه تدریجی رو به افزایش است. توقع میرود که با تداوم این روند در آینده فشار کمتری بر دولت برای گسترش خدمات مورد نیاز وارد شود، که ممکن این وضعیت حتی منجر به کاهش میزان نیازمندی به کارگیری از اطفال  در محیط کار شود.
 
به منظور دستیابی به این هدف، نیاز است، تا حکومت افغانستان دسترسی عادلانه  و یکسان به فرصت های آموزشی را به عنوان یک اولویت کاری خویش قرار داده و زمینه گسترش خدمات آموزشی را در تمام ولایات و محلات دور افتاده  این کشور به گونه یکسان به مردم فراهم نماید . جنگ و نا امنی یک عامل بزرگ عدم حضور شاگردان به مکاتب پنداشته میشود، لذا نیاز است، تا راه حل بنیادی برای تأمین فضای مطمین آموزشی دریافت شود.
 
روی همین ملحوظ،  نیاز است، تا اولویت به فراهم سازی ثبات و گسترش دسترسی به زمینه های آموزشی و تحصیلی و تشویق حضور یابی منظم شاگردان در مکاتب داده شود. توانمند سازی مکاتب در راستای تشویق و ترغیب والدین به منظور فرستادن اطفال، بویژه دختران شان به مکتب یک امر نهایت مهم پنداشته میشود. در نهایت، صرفه جویی در امر اختصاص و توزیع منابع مالی با در نظر داشت اصل تساوی و برابری سبب خواهد شد، تا آنعده ولایات کشور که دسترسی کمتر به فرصت ها و امکانات آموزشی دارند، معلمین و تسهیلات آموزشی بیشتری اختصاص داده شود.
 
در حال حاضر افغانها خود یک  سلسله شیوه ها و ابتکارات را طرح و عملی نموده اند که هر کدام میتواند نقش مهمی  را در تغیر ذهنیت و درک افراد جامعه پیرامون آموزش دختران داشته باشد. توانمند سازی دختران نقش کلیدی را در راستای تأمین رفاه و ساختار یک چهره نوین افغانستان میتواند داشته باشد. بسیاری از ساکنان محلات تعهد نموده اند، تا به گونه داوطلب در مناطق دور افتاده و دهات افغانستان منازل شخصی شان را جهت آموزش و تدریس برای دختران محل و مناطق همجوار اختصاص دهند.
 
قابل تذکر است که تمامی اصلاحات بنیادی در زمینه بهبود شرایط آموزشی و دسترسی متوازن و یکسان اطفال و جوانان به زمینه های آموزشی قرار است که در چارچوب یک پروژه جدید زیر نام اِقرا تحت پوشش قرار گیرد. قرار است این پروژه با وجوه مالی مجموعی ۲۹۸ میلیون دالر امریکایی به هدف افزایش دسترسی عادلانه و متوازن به فرصت های آموزشی ابتداییه و متوسط، بویژه برای دختران ، درشماری ازولایات و محلات مشخص و بهبود شرایط یادگیری در افغانستان به فعالیت آغاز نماید.

Authors

Join the Conversation