Syndicate content

بحران آموزش در افغانستان: ایا وضعیت معارف در این کشور واقعاً بحرانی است؟

Anahita Hosseini Matin's picture
Also available in: English | پښتو
Anahita Matin/ World Bank
تصویری از شاگردانن لیسه عبدالهادی داوی حین آمادگی جهت ورود به صنوف درسی شان.  عکس از: اناهیتا متین / بانک جهانی

در قلب شهر کابل در منطقه مکروریان سوم، شاگردان لیسه ذکور  عبدالهادی داوی در یک وضعیت ناگوار قرار دارند. باوجودیکه تعداد شاگردان ذکور در این لیسه  بیشتر از ۳۰۰۰ تن میباشد، این مکتب فاقد تشناب های مناسب بوده و فقط چندین کانتینر سیار در صحن آن جابجا شده اند، تا شاگردان در موقع نیاز از آن استفاده نمایند. همچنان در فاصله خیلی نزدیک با این لیسه، ساختمان ستره محکمه افغانستان قرار دارد که بنابر تهدید های امنیتی که این ارگان دولتی به آن مواجه است، مجاورت آن با صنوف درسی شاگردان خطرات زیادی را به وجود  آورده است.

یافته های یک تحقیق بانک جهانی حاکی از آنست که لیسه  عبدالهادی داوی با مشکلات زیادی از جمله عدم موجودیت یک سیستم کارآمد آموزشی مواجه است. به ندرت شواهد و نشانه های مبنی بر موجودیت یک سیستم کارآمد و با کیفیت آموزشی و تدریسی در صنوف درسی قابل مشاهده است.  همزمان با این، شیوه های تدریسی و توانایی های تخصصی معلمین این مکتب به هیچ وجه مورد ارزیابی قرار نگرفته است.

بهبود زمینه های آموزشی برای نوجوانان و جوانان یکی از اهم ترین اولویت های دولت افغانستان محسوب میشود. روی همین ملحوظ، دولت افغانستان از ما تقاضا نمود، تا ارزیابی همه جانبه را از چگونگی آموزش ابتدایی شاگردان معارف انجام  داده و تمامی موانع و مشکلات را که مکاتب به منظور دسترسی به زمینه های آموزشی و تدریسی با کیفیت به آن مواجه اند، شناسایی نموده و سپس گزارش آنرا ترتیب نمائیم.

در نتیجه ما توانستیم که در ماه اپریل سال ۲۰۱۷ میلادی، پروسه تحقیق و بازدید را در ۳۲ مکتب ابتداییه و لیسه های شهر کابل عملی سازیم. یافته های تحقیق ما استوار به میتودلوژی ارائه خدمات «SABER» است که این طرزالعمل تحقیقی در کشور های حوزه افریقا ذریعه ابتکار ارائه خدمات نیز عملی گردیده است.

یافته های نظر سنجی ما منتج به تهیه یک سلسله شاخص های میشود که به اساس آن چگونگی پیشرفت زمینه های آموزشی در نزد شاگردان تعین میشود و در نتیجه پالیسی سازان عرصه معارف با استفاده از این معلومات در ایجاد یک محیط با کیفیت آموزشی و تدریسی برای شاگردان و معلمین میتوانند موفق شوند. این شاخص ها در برگیرنده یک سلسله معیار های است که به اساس آن میتوان به صورت مقایسوی میزان آموزش شاگردان را در مناطق مختلف و شهرهای مختلف تحلیل و ارزیابی کرد.
 

امتیاز عکس: اناهیتا متین / بانک جهانی

فشرده ای از یافته های این سروی قرار ذیل خلاصه میگردد:

۱.  مدت زمان تدریس؟

به اساس یافته ها و نتایج  این سروی، ساعات درسی در مکاتب دولتی افغانستان در هنگام بهار ۴۵ دقیقه و در هنگام خزان ۳۵ دقیقه میباشد. متعلمین صنوف چهارم به طور اوسط حدود ۳ ساعت و ۴۰ دقیقه را در هر روز تدریسی در مکاتب سپری میکنند. از آنجا که تناوب اوقات آموزشی میان شاگردان ابتدائیه، متوسطه و صنوف عالی در لیسه ها فقط وقفه های ۲۰ دقیقه یی دارد، از این جهت شاگردان ناگزیر اند، تا همه روزه ۳ ساعت و ۲۰ دقیقه مکمل مشغول اموختن در صنوف درسی شان باشند. این اندازه ساعات درسی صنوف ابتدائیه در افغانستان زیادتر از حد اوسط ساعات درسی شاگردان صنوف ابتدائیه در کشور های افریقایی مانند کینیا و موزمبیق گزارش داده شده است. طوریکه بالترتیب ساعات درسی در کشور کینیا برای صنوف چهارم، ۲ ساعت و ۳۰ دقیقه و در کشور موزمبیق برای صنوف چهارم، حدود  یک ساعت و ۴۱ دقیقه، در هر روز تدریسی تعین گردیده اند. باوجود آنکه ساعات تدریسی در مکاتب ابتدائیه این کشور ها کوتاه تر است، تناوب میان وقفه های اوقات آموزشی صنوف مختلف نیز بیشتر است.



در نتیجه بازدید که از مجموع ۳۲ مکتب در شهر کابل به عمل آمد، ۱۵ مکاتب آن در سه اوقات تدریسی و ۱۶ مکتب در دو اوقات تدریسی برای شاگردان صنوف ابتدائیه ، متوسطه و عالی به آموزش می پردازند. این یافته ها مبین آنست که عده از مکاتب در افغانستان وقت کمتری را برای آموزش شاگردان می پردازند.

۲. آیا معلمین در صنوف حاضر میباشند؟
در جریان بازدید های ما از چند مکاتب در شهر کابل، از جمله ۳۲۴ معلم که به خاطر مشاهده حاضر بودن یا نبودن شان انتخاب شدند، در روز مشاهده ۱۳ تن آنان در این مکاتب غیر حاضر بودند. تنها وضعیت افغانستان اینگونه نیست ، بلکه موضوع عدم حضور یافتن معلمین در مکاتب در سایر کشور هایی که قبلا مورد ارزیابی ما قرار گرفته اند نیز حدود ۲۳ – ۵۷ درصد گزارش داده شده است. ملاحظات اولیه مبین آنست که غیر حاضری معلمین در افغانستان خوشبختانه در مکاتب افغانستان در مقایسه با دیگر کشور های مورد مطالعه بسیار فراگیر و معمول نیست. با اینحال، نیاز است،  تا یک سلسله موارد دیگری نیز به منظور تائید این روند مد نظر گرفته شوند.



۳. آیا غیرحاضری شاگرد در افغانستان یک مشکل پنداشته میشود؟

در ان روزیکه ما از مکاتب بازدید به عمل آوردیم، میزان غیر حاضری شاگردان میان ۲ درصد و ۳۵ درصد ارزیابی گردید که البته با در نظر داشت همسایگی و ترکیب جنستیتی شاگردان صورت گرفت. عدم حضور یابی بیشتر متعلق به شاگردان ذکور گزارش گردید، طوریکه افزایش یک رقم ۶۰ درصدی را در مقایسه با شاگردان دختر در شهر کابل بیان میکند. مدیران و معلمین در چندین مکاتب عنوان کردند که یکی از عوامل غیر حاضری بیشتر پسران در مکاتب عمدتاَ مجبوریت آنان به کار و کمک به امرار معاش و تأمین نیازمندی اولیه زندگی خانواده هایشان است.

۴. برخورد معلمین با شاگردان در داخل صنوف درسی چگونه است؟

به منظور دریافت معلومات کیفی و دستیابی به اطلاعات مورد نیاز در خصو ص روش های تدریسی معلمین و ارزیابی معلمین با شاگردان حین تدریس در صنوف درسی از میتود ارزیابی شیوه تدرسی  استفاده نمودیم، تا به این وسیله مهمترین فعالیت های درسی معلمین را در یک ساعت درسی پوشش دهیم. این طرزالعمل با استفاده از یک شبکه برنامه نویسی تمامی فعالیت ها و مواد درسی که ذریعه یک معلم به منظور تدریس برای یک متعلم در جریان یک ساعت درسی مورد استفده قرارمیگیرد، را ثبت میکند. چنانچه که در گراف ذیل مشاهده میشود، مجموع فیصدی معلمین که در فعالیت های اکادمیک مشغول نیستند یا بیکار هستند ( به طور مثال یا در مدیریت امور صنوف درسی مصروف اند و یا هم فاقد فعالیت تدریسی اند) مشابهت بسیار نزدیک با کشور های حوزه امریکای لاتین و کارابین مانند، برازیل و هاندوراس دارد و از اینرو زمان آموزشی برای شاگردان در این چنین شرایط کمتر میباشد.



۵. آیا معلمین مکاتب از مهارت های مؤثر تدریسی برخوردار اند؟

شاگردان صنوف چهارم و معلمین که صنوف درسی ۳ – ۶ را تدریس میکنند در مضامین ریاضی و لسان ( دری/ پشتو) مورد ارزیابی قرار گرفتند. علاوه بر آنکه معلمین در خصوص چگونگی تسلط شان در عرصه تدریس دروس مضامین ریاضی و لسان دری و پشتو برای صنوف چهارم بررسی گردیدند، مهارتهای آموزشی آنان در مطابقت به علم پیداگوژی نیز ارزیابی گردید. این مرحله آزمون معلمین در برگیرنده بیان پرسش های درست به سوالات نادرست متعلمین بود.



به طور کُل، ۷۹ درصد معلمین قادر به انجام عملیه جمع اعداد سه رقمی بودند، برخلاف حدود ۲۸ درصد متعلمین که کاملا به این عملیه مسلط بودند.  نتایج شاخص اوسط کشور ها ارائه خدمات آموزشی «SDI Countries»، برای آنعده شاگردان که مسلط به انجام عملیه جمع اعداد سه رقمی باشند، ۵۴ فیصد است. زمانی که موضوع درسی حل یک عملیه آسان ریاضی باشد (به گراف ذیل مراجعه نمائید)، ۸۶ درصد معلمین و ۱۲ درصد شاگردان قادر به درک و دریافت راه حل برای آن میباشند. 



حال برمیگردیم به همان پرسش اول  ما، آیا وضیعت معارف در افغانستان واقعا بحرانی است؟

بنابر تعداد محدود شاگردان و معلمین که ما در جریان پروسه های نظرسنجی و ارزیابی در شماری از مکاتب شهر کابل ملاقات کردیم، میتوان گفت که افغانستان مایل پیوستن به کاروان آموزشی همانند سایر نقاط جهان است. اما این یک نقطه مهم و قابل ذکر است که معلمین در این کشور اکثراَ فاقد مهارتهای تدریسی مؤثر اند.

چنانچه که در آخرین گزارش انکشاف جهانی خاطر نشان گردیده است، اوسط مهارت معلمین صنوف ششم در ‍۱۴ کشور جنوب افریقا در یک آزمون خوانش متن نسبت به مهارت بلند متعلمین صنوف ششم، خیلی ها ضعیف بوده است.
یافته های ما در افغانستان نیز عین وضعیت را شرح میدهد. زمانیکه ما متن یک قصه کوتاه را به اختیار معلمین و متعلمین قراردادیم و از آنان خواهان پاسخ به پرسش های مندرج پیرامون آن قصه شدیم، هم شاگردان و هم معلمین همزمان قادر به درک و تحلیل متن ان قصه به درستی نبودند. این در ذات خود بیانگر آنست که معلمین فاقد مهارتهای حتی به سویه ابتدایی هستند تا قادر باشند که در صنوف تدریس نمایند.

به محض که ما نظرسنجی خویش را در ۲۰۰ باب مکتب ۲۰ ولایت افغانستان به اتمام برسانیم، قادر خواهیم بود، تا معلومات و تحلیل های جامع تری را در رابطه ابعاد مختلف مشکلات آموزشی که مکاتب در این کشور به آن مواجه اند، پیشکش نمائیم. ما آرزومند هستیم که ارقام و معلومات این نسروی و گزارش تحلیل و ارزیابی های ما بتواند نقشی را در بهبود نظام معارف و مهارتهای آموزشی برای شاگردان افغان فراهم سازد و همزمان با آن برای معلمین و استادان مکاتب این کشور زمینه های ارتقای مهارتهای آموزشی و منابع مورد نیاز به گونه مؤثر و گسترده آماده گردد.

Comments